عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

108

كشف الحقايق ( فارسى )

ناقص باشد فضل نامحمود باشد . و كمال آدمى بلوغ و حريتست و مقام بلوغ مقام سالكانست و مقام حريت غايت مقامات بالغانست . رياضات و مجاهدات سالكان از جهت آنست تا بمقام بلوغ رسند و رياضات و مجاهدات بالغان از جهت آنست كه تا بمقام حريت رسند . سخن دراز شد و از مقصود دور افتاديم . بدانكه يك نوبت گفته شد كه اصحاب نور دو طايفه‌اند و هر دو طايفه را تا بدينجا اتفاقست اكنون از اينجا آغاز خلاف خواهد شد : فصل بدانكه يك طايفه از اصحاب نور مىگويند كه اگرچه وجود يكى بيش نيست اما وجود ظاهرى دارد و باطنى هم دارد . ظاهر او را خلق مىگويند كه عالم اجسامست . باطن او را امر مىگويند كه عالم ارواحست . چون اين مقدمات معلوم كردى بدان كه مىگويند كه اجسام عالمى دارند و در عالم خود موجودند بىوجود ارواح يعنى در وجود خود محتاج بارواح نيستند و ارواح عالمى دارند و در عالم خود محتاج باجسام نيستند اما از اتصال هر دو فرزندان حاصل مىشوند اينست معنى : ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ « 1 » و اين اتصال ايشان عشقيست نه فعلى . و باز چون آن اتصال بفراق مبدل مىگردد هريك بعالم خود باز مىگردند يعنى روح بكل خود كه عالم ارواحست و جسم بكل خود كه عالم اجسامست باز مىگردند يعنى نور بنور و ظلمت به ظلمت مىپيوندند يعنى پاك به پاك و خاك به خاك رجوع مىكند اينست معنى : « كل شيئى يرجع الى اصله » و اينست معنى : وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ « 2 » و « منه بدأ و اليه يعود » چنان كه فرموده‌اند : بيت بود و نابود تو يك قطره آبست همى * كه ز دريا به كنار آمد و با دريا شد

--> ( 1 ) - قلم 1 - 2 ( 2 ) - روم 27